تبليغاتX
قلک

قلک

انسانم آرزوست...!

در سالروز حمله شیمیایی رژیم بعثی به سردشت و سال‌ها با مرگ زیستن؛

سردشت زنده هست و نیست

بیست وچهارمین سالگرد بمباران وحشیانه مناطق مسکونی سردشت در حالی برگزار می شود که هنوز صدها نفر از مصدومین شیمیایی این شهر و سایر نقاط مسکونی در (آلوت) بانه و مریوان و (زرده) کرمانشاه و مناطق دیگر با کمبود امکانات و عدم توجه مناسب مسئولان مربوطه، دست به گریبان هستند و کمتر کسی دغدغه توجه به مصدومین شیمیایی و بازماندگان شهدا و حل مشکلات آنها را دارد.

به گزارش خانه ملت، ساعت ۴:۳۰ دقیقه بعدازظهر روز هفتم تیر ماه سال ۱۳۶۶ در حالی که جنگ در اوج خود بود و در شرایطی که رژیم عراق از پیروزی در جبهه‌های جنگ علیه ایران ناامید شده بود، چهار فروند هواپیما دشمن چهار نقطه از شهر سردشت و سه روستای این شهر را بمباران شیمیایی کردند.

از آنجایی که مردم در سردشت اطلاعی از عوارض و چگونگی مقابله با حملات شیمیایی نداشتند هزاران نفر قربانی این حادثه شدند، حمله شیمیایی هواپیماهای متجاوز رژیم بعث عراق به شهر سردشت در غرب ایران، به شهادت ۱۱۰ نفر و مجروح شدن پنج هزار تن انجامید.

"سلیمان جعفرزاده" نماینده مردم ماکو وچالدران  که خود از سردارن جنگ در زمان بمباران شیمیایی سردشت بوده، در گفت‌وگو با خانه ملت در این رابطه تصریح کرد: در زمان بمباران شیمیایی سردشت به عنوان فرمانده خاتم انبیاء و قائم سپاه ماکو سال‌ها مشغول به خدمت بودم، سردشتی‌ها با تمام وجود از افراد گردان ماکو در  جبهه، حمایت و استقبال خوبی می‌کردند واین محبت مردم سردشت در میان رزمندگان برای ادامه نبرد با دشمن دلگرمی ایجاد می‌کرد که هیچگاه فراموش نخواهد شد چرا که این دلگرمی‌ها و محبت‌ها موجب تقویت روحیه در میان بسیجیان و پاسداران شده بود.

 

نقالان سوختن همنوعان

نائب رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس با اشاره به بمباران شیمیایی سردشت ادامه داد: متاسفانه در زمان بمباران شیمیایی وقتی از خط مقدم جبهه وارد شهر شدیم تمام شهر بمباران شیمیایی شده بود و به دلیل اینکه امکانات کافی در این شهر نبود هفته‌ها آثار گاز خردل در دیوارها و نقاط شهر باقی مانده بود و همین مساله باعث بیشتر شدن تلفات این جنایت شد.

در حالی که ۲۴ سال است مصدومان سردشت از درد ناشی از بمباران شیمیایی رژیم بعث عراق رنج می‌برند، با کمال تاسف، هنوز هم تعدادی از مردم مقاوم و شریف شهرستان سردشت با آثار و پیامدهای این بمباران دست به گریبان هستند و در رنج و درد به سر می‏برند. کسانی هم نجات پیدا کردند و ماندند تا با پوست‌ها و چشم‌های سوخته و تاول زده، خاطره سوختن همنوعانشان را به نسل‌ها منتقل کنند، آنانی که ماندند هنوز از دردهای طولانی در عذاب‌اند.

بمباران شیمیایی سردشت در آذربایجان غربی ایران از جمله جنایاتی است که توسط عراق در جنگ تحمیلی رخ داد. این بمباران، قبل از بمباران شیمیایی حلبچه اتفاق افتاد. سردشت اولین شهری بود که بعد از جنگ جهانی اول و تصویب کنوانسیون‌های منع سلاح‌های شیمیایی مورد حمله شیمیایی قرار گرفت و با توجه به گازهای شیمیایی استفاده شده، این بمباران به مراتب بدتر و فاجعه آمیزتر از بمباران حلبچه بود.

 

نماد ظلم صدام به ایران

"هادی مقدسی" رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس در رابطه با بمباران شیمیایی سردشت، اظهار کرد: حملات شیمیایی یکی از جنایتکار ترین اعمالی بود که در طی ۸ سال هجوم ناجوانمردانه استکبار به کشورمان صورت  گرفت و یکی از مظلوم ترین اقشاری که مورد ستم و ظلم قرار گرفتند قشر آسیب دیده از حملات شیمیایی بودند.

نماینده مردم بروجرد در مجلس بیان داشت: متاسفانه اگر ادعا کنیم که درد و رنجی که مصدومان شیمیایی متحمل می‌شوند به مراتب بیشتر از سایر جانبازان است خیلی اغراق نکرده‌ایم.

از یک طرف آگاهی نداشتن مردم از نحوه رو‌به‌رو شدن با بمب شیمیایی و عدم اطلاع‌رسانی برای این مردم خسارات جبران‌ناپذیری به بار آورد. از طرف دیگر عدم اطلاع‌رسانی عمومی و کم‌کاری وسایل ارتباط جمعی از ابتدا باعث مظلوم واقع شدن سردشت شده تا جایی که هنوز کسانی هستند این شهر را که می‌تواند نمادی باشد به ظلمی که برایران توسط دولت صدام حسین واقع شد، نشناسند.

 

قانون شناسایی و حمایت از مصدومان شیمیایی اجرایی شده، نشده است

"محمدعلی پرتوی" در گفت‌وگو با خبرنگارخانه ملت، با محکوم کردن این جنایت بشری توسط رژیم بعث عراق می گوید: شهرستان سردشت در منطقه مرزی قرار دارد و به همین دلیل در تیررس توپ و حملات بعثی‌ها بود هر روز بمباران میشد، هفتم تیر سال ۱۳۶۶ مردم سردشت متوجه بمبارن شیمیایی شهر نشدند و به طرف مناطقی که بمباران شده بود، روانه شدند؛ در همانجا بوی متعفنی به مشام‌شان رسید و متوجه بمب شیمیایی شدند. عمق این جنایت بشری تا حدی بود که تنها چند روز بعد از بمباران ۱۱۰ نفر بلافاصله جان خود را از دست دادند و نام بیش از ۵۰ هزار نفر در سازمان‌های بین‌المللی به عنوان مصدوم شیمیایی سردشت به ثبت رسید.

نماینده مردم سردشت در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: گاز خردل طبق اطلاعات علمی ۵۰ سال اثر ماندگاری دارد، به این دلیل متاسفانه شاهد هستیم بسیاری از مردم این شهرستان بعد از گذشت ۲۴سال همچنان با آن دست و پنجه نرم می‌کنند.

 

مردم سردشت در این سال‌ها همچنان به سکوت خود ادامه دادند، سکوتی که تلخ‌تر از هر فریاد بلندی بود؛ نمایندگان مجلس شورای اسلامی برای رسیدن به حل مشکلات مصدومان شیمیایی سردشت در ۲۶ خرداد سال ۱۳۸۹ قانون شناسایی و حمایت از مصدومان شیمیایی را تصویب کردند بلکه این سکوت تلخ مردم مظلوم شکسته شود.

اما با گذشت یک‌سال از تصویب این قانون هنوز مصدومانی هستند که تحت پوشش قرار نگرفته‌اند و چه بسا اینکه این قانون به مرحله اجرایی شدن نیز نرسیده است. در همین ارتباط، پرتوی نماینده مردم سردشت گفت: در حالی که یک‌سال از تصویب قانون طرح شناسایی و حمایت از مصدومان شیمیایی در مجلس می‌گذرداما تاکنون این قانون به مرحله اجرایی و عملیاتی شدن نرسیده است.

پرتوی در رابطه با اجرایی شدن قانون شناسایی و حمایت از مصدومان شیمیایی در کشور، گفت: تا کنون شاهد عدم اجرای قانونی بوده‌ایم که سال گذشته در مجلس تحت عنوان طرح شناسایی و حمایت از مصدومان شیمیایی به تصویب رسید. این طرح برای اجرایی شدن به دولت ابلاغ شده، دولت نیز آن را به دستگاهای اجرایی ابلاغ کرده است.

مردم سردشت از کم کاری و عدم توجه مناسب مسئولان در رفع نیازهای مصدومین شیمیایی و بازماندگان قربانیان این جنایت انتقاد دارند، مشکلات آنها تنها با اجرای این قانون حل نخواهد شد چرا که نحوه شناسایی مصدومان در سردشت نیز مشکلاتی را برای این مردم به وجود آورده است. سردشتی‌ها معتقدند در شهری مثل سردشت نباید دنبال جانباز گشت، باید فرض را بر این گرفت که همه جانباز هستند و دنبال انسان سالم گشت.

جعفرزاده نائب رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی در رابطه با تصویب قانون حمایت و شناسایی مصدومان شیمیایی سردشت، خاطرنشان کرد: هر کسی که در زمان جنگ در منطقه شیمیایی بوده حضور داشته  به عنوان مصدوم شیمیایی محسوب می‌شود و بنیاد شهید و امور ایثارگران موظف است تمامی هزینه‌های درمان آنها را پرداخت کند.

جعفرزاده معقتد است این بهترین قانونی بوده که برای حمایت از رزمندگان ومصدومان شیمیایی تصویب شده که قادر است بخشی از مشکلات این عزیزان را حل کند.

مقدسی رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس در این ارتباط گفت: قانون شناسایی و حمایت از مصدومان شیمیایی به تصویب رسیده تا از این مردم مظلوم حمایت شود و ما دنبال این هستیم که این قانون اجرایی شود.

سردشت نخستین مورد استفاده از بمب‌های شیمیایی توسط عراق در طول جنگ تحمیلی نبود، همان‌طور که آخرین آنها هم نبود. به رغم ارتکاب این جنایت هولناک، مجامع جهانی بی‏اعتنا از کنار این حادثه گذشتند، در پی این‌گونه بی توجهی‌ها و تبعیض‌ها مردم سردشت سال‌هاست دنبال پاسخ این سوال هستند که چرا مسئولین کشور فاجعه سردشت را دنبال نکردند؟

البته نمایندگان مجلس بیکار ننشستند و۱۸ اردیبهشت‌ماه سال جاری با ارسال نامه‌ای به "علی اکبرصالحی" وزیر امور خارجه خواستار حمایت از مصدومان شیمیایی سردشت با استناد به اجرای قانون الزام دولت به پیگیری حقوق جانبازان و قربانیان جنگ شیمیایی از طریق محاکم خارجی شدند.

 

 

سردشت سند مظلویت مردم ایران

با این حال سند مظلومیت سردشت به عنوان اولین شهر مسکونی قربانی سلاح شیمیایی در دنیا برای همیشه به ثبت رسیده و هزاران شهید و مصدوم سند زنده جنایت قرن حاضر و سند مظلومیت مردم ایران در جریان دفاع مقدس بوده و هست. فاجعه شیمیایی سردشت بی تردید یکی از مهم ترین حوادث تاریخ کشورمان و حتی در تاریخ جهان به دلیل کاربرد آشکار سلاح‌های شیمیایی علیه مردم غیرنظامی است.

گفتن از درد و رنجی که مردم سردشت در طی این سال‌ها تحمل کرده‌اند، تمامی ندارد وقتی می‌خواهی قصه مردم این شهر را برای همه بازگو کنی، نمی‌دانی باید بگویی سردشت زنده هست یا نیست. بدون تردید این وظیفه مسؤولان و دست اندرکاران است که حقوق از دست رفته مردمان مظلوم این شهر را پیگیری کنند.

 

درد ورنج سردشت از یک بی توجهی تاریخی

در پایان سوال بزرگ این است که پس از سال‌های متمادی از گذشت بمباران شیمیایی چرا نتوانسته‌ایم برای احقاق حق مجروحین شیمیایی، اعم از نظامی و غیر نظامی مطالبات خود از سازمان‌های ذی‌ربط جهانی را فراهم آوریم!

آیا امکان سرمایه گذاری بزرگ برای ساخت یک فیلم یا نه حتی ایجاد یک سایت فعال برای خبررسانی در سطح جهانی نبود تا درخواست تشکیل دادگاه‌های عادلانه برای ممنوعیت کامل و همیشگی از تکثیر، تولید، استفاده، انتقال فناوری و خرید و فروش سلاح‌های شیمیایی و همچنین تلاش برای کمک به قربانیان این گونه سلاح‌ها انجام شود؟! این درد تاریخی و فراموش شده شاید فراتر از هر  درد و رنجی باشد که مردم مظلوم سردشت در طی این سال‌ها متحل شده

 

+ نوشته شده در  ساعت 11:3  توسط مریم   | 

سرنوشت یکسان دیکتاتور‌ها

وقتی که منشور ملل در ۶۵ سال پیش تصویب شد نه دنیای دو قطبی پراختناق آن روزها شکل امروز بود و نه روابط کشورها و نه حقوق انسانها و اصولآ روابط بین الدول مطرح بود نه روابط بین الملل.

اما همان منشور با همان اصول به تبع زمانه تغییر ماهیت داده و کارکرد های جدید یافته و انسانها علاوه بر شهروندان کشورهای متبوع خودشان،شهروندان جهانی و بین المللی نیز محسوب میشوند و کشتار دسته جمعی آنها حتی در کشور خودشان دارای مسئولیت کیفری درعرصه روابط بین الملل برای دولتمردان آن کشورمیباشد ودردیوان کیفری بین الملی ( I.c.c ) به عنوان جنایت علیه بشریت قابلیت پیگیری دارد.

 نزدیک به یک ماه میشود سرهنگ دیوانه لیبی به شدت در حال کشتار مردم خود است و با هر وسیله ای که میتوانند پایه های صندلی قدرت چسبیده و قذافی که روزگاری محبوب همه انقلابیون جهان از شرق تا غرب بود این روزها آن اندک عقل و وجدان خود را نیز از دست داده و به همراه پسرانش تبدیل به ماشین مرگ مردم کشورش شده.

با اینکه طبق ۲ بند بسیار مهم منشور که عبارت است از بند ۴ ماده ۲ (اصل منع توسل به زور) و بند ۷ ماده ۲ ( اصل عدم مداخله )برای تمامیت ارضی وحاکمیت کشور ها احترام قایل شده ولی در همان بند ۷ استثنایی وجود دارد و آن اقدامات جمعی شورای امنیت در قالب فصل هفتم است و آن هنگامی است که تهدید علیه صلح و امنیت بین الملی و نقص صلح پدید میاید و در دنیای امروز کشتار دسته جمعی در داخل مرزهای یک کشور نیز تهدید علیه صلح و امنیت بین المللی است و امروز لیبی در وضعیت فصل هفتم قرار گرفته است و مداخله جمعی سازمان ملل را میطلبد.

من دلیل دست،دست کردن شورای امنیت تا به روز (۲۴/۱۲/۸۹) و عدم رجوع به ماده ۴۲ منشور که همان اقدامات قهریه نظامی است درک نمیکنم ولی دیر یا زود قذاقی نیز مانند یار دیرینه خود صدام به پشت میز محاکمه خواهد رفت و قبل از محضر عدل الهی در دادگاه دنیوی هم به کیفر خواهد رسید و این سرنوشت مختوم تمام دیکتاتور ها در دنیای جدید است …..

+ نوشته شده در  ساعت 13:29  توسط مریم   | 

حسین علایی در گفت و گو با فرهنگ آشتی تشریح کرد: 5+1 اسیر تخاصم ایران و آمریکا

فرهنگ آشتی- مریم یوسفی: اما یک اتفاق  كليدي در دور سوم مذاكرات رخ داد. براي اينكه اهميت آنچه در اين دور رخ داد روشن شود لازم است اين موضوع را به ياد داشته باشيم كه غربي‌ها قبل از آغاز مذاكرات مكررا و به صراحت گفته بودند كه از ژنو 3 انتظاري ندارند جز اينكه در آن روي يك زمان و مكان براي مذاكرت بعدي توافق شود. معني ديگر اين سخن آن بود كه غرب پيشاپيش گفته بود حداكثر چيزي كه در اين گفت‌وگوها در پي آن است يك توافق شكلي در باره دور بعدي گفت‌وگوهاست و در مورد محتواي مذاكرات آينده يا آنچه اصطلاحا «دستور كار» خوانده مي‌شود توافقي صورت نخواهد گرفت. خروجي دور سوم مذاكرات دقيقا بر خلاف اين هدف اعلام شده غربي‌هاست. ما نمي‌دانيم درون مذاكرات چه گذشته ولي هرچه بوده بايد به تيم ايراني آفرين گفت كه توانست موضوع را از حد تنظيم يك قرار ديگر بسيار فراتر ببرد و دستور كار اعلام شده خود را به طرف غربي تحميل كند. به همين دليل غربي‌ها اعلام كرده بودند كه هدف اساسي آنها در ژنو، وادار كردن ايران به ورود به يك فرآيند اعتماد سازي جديد و طولاني مدت درباره نگراني‌هاي كشورهاي غربي از برنامه هسته‌اي آن است. به دلیل گفت وگویی را در رابطه با برنامه هسته ای ایران،اقدامات آمریکا علیه  ایران و همچین مذاکرات ژنو 3  با حسین علایی از سرداران سابق سپاه پاسداران  و کارشناس مسائل سیاست خارجی انجام دادیم. متن این گفت وگو به شرح زیر است:

 

علت اين همه تعلل  از سوی 1+5 براي ورود به مذاكرات چه بود ؟چرا که ما هميشه قبل  از برگزاری مذاکرات این تعلل را مشاهده می کردیم به طوری مذاکرات را تحت تاثیر قرار میداد.

مذاكرات ژنو 3  پس از يك سال عدم گفت‌وگو بين ايران و گروه 1+5 انجام شد، ظرف يك سال كشورهاي اروپايي و آمريكا اقدامات زيادي را عليه ايران انجام داده‌اند كه آن اقدامات موجب بد‌بيني و افزايش فاصله بين ايران و كشورهاي 1+5 شد، در اين مدت شوراي امنيت سازمان ملل با تلاش آمريكا و كشورهاي اروپايي قطعنامه 1929 را عليه کشورمان به تصويب رساند و از  طرف ديگر علاوه بر تحريم‌هايي كه دراين قطعنامه پيش‌بيني شده بود تحريم‌هاي جداگانه را عليه ايران وضع و تلاش كردند كشورهاي ديگر را عليه ایران همسو كنند یه طوری که در فاصله يك سال گذشته فشارها عليه ايران افزايش پيدا كرد.

سخنانی که از سوی  مسئولان آمريكايي و كشورهاي 1+5 مطرح مي‌شد، این  انتظار هم می رفت که به  نتيجه برسند که  تحريم‌هاي بيشتري را بر ايران اعمال كنند.

با توجه به اينكه در مجموع مذاکرات و همینطور برخی گفته های کشورهای غربی   در نهايت اینگونه به نظر رسید که  به حق هسته‌اي ايران اذعان کرده اند، پس از این مقدار تعلل آيا مي‌توان گفت كشورهاي غربي به دنبال بهره‌برداري از مذاكرات 1+5 به نفع خود هستند؟

در هر مذاكره‌اي طرفين مذاكره كننده به دنبال اين هستند كه در مذاكره حداكثر بهره‌برداري را به نفع خودبرسانند و اين مسئله كاملا طبيعي است و طبيعتا سياستي كه كشورهاي 1+5 عليه ايران به كار مي‌برند در خصوص مسئله هسته‌اي هم اعمال فشار و هم دعوت به مذاكره است. تا با این دو روش بتواند به اهداف خود برسند.

 از سوي ديگر اعمال فشار براي اين است كه ايران را راضي به انعطاف‌ در مذاكرات کنند تا  به خواسته‌هاي كشورهاي غربي و 1+5 توجه كند در حالی که این خواسته آنها  با نافع ملی کشورمان مغایر است  و ایران نمیتواند بر اساس حق اساسی خود پای میز مذاکرات بنشیند. آنها به دنبال تعليق غني‌سازي و كنار گذاشتن فعاليت‌هاي مربوط به چرخه سوخت هسته‌اي هستند که تلاش این دسته از کشورها بی نتیجه خواهد ماند.

به هر حال تمام تلاش كشورهاي 1+5 اين است كه از طريق مذاكره بتوانند به  اهدافي كه  در سر دارند دسترسي پيدا كنند. هدف آنها یه این شکل  است كه ايران در حوزه فعاليت‌هاي هسته‌اي محدوده معيني را رعايت و به تلاش نامحدود خود ادامه ندهد. حرف‌هايي را هم وزير خارجه آمريكا قبل از مذاکرات ژنو  در رابطه با فعالیت غنی سازی در خاک کشورمان ،حرف‌هاي جديدي نيست و همان تکرار  حرف‌هاي سابق است كه اعلام مي‌كند كه بر حق هسته‌اي ايران تاكيد دارند در حالی که  معتقدم بايد در این رابطه دو طرف به سوی  اعتمادسازي گام بردارند  و اعتمادسازي را نيز به مفهوم تعليق غني‌سازي تفسير نکنند.

مشكل اصلي كه وجود دارد اين است كه كشور آمريكا و کشورهای  1+5 اينها چگونه هستند كه خودشان داراي بمب هسته‌اي هستند و لی  در مورد فعاليت هسته‌اي صلح امیز ايران آنها بايد مجوز صادر كنند. این در حالی است که ايران كشور مستقلي است و طبق قوانين بين‌الملل حق دارد به فعاليت‌هاي هسته‌اي صلح‌آميز خود ادامه دهد و در همه حوزه‌هايي كه براساس مقررات NPT مجاز هست، وارد عمل شود.

قبل از مذاكرات 1+5 خانم كلينتون وزير امور خارجه آمريكا در حاشيه كنفرانس امنيتي منامه قصد داشت با منوچهر متكي وزير امور خارجه سابق كشورمان صحبت كند، اين براي اولين بار بود كه يك مقام آمريكايي قصد داشت با يك مقام ايراني گفت‌وگوي مستقيم داشته باشد، اين را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

هم پيش از اين این گونه اتفاق افتاده بود، در زمان دولت قبلي آقاي كلينتون رئيس‌جمهور وقت آمريكا در آن زمان تلاش بسياري داشت با آقاي خاتمي رئيس‌جمهور وقت ايران مذاكره كند و به دنبال این بود  که  در سازمان ملل با آقای خاتمی  بطور اتفاقي  برخورد كند. اين گونه اقدامات پيش از اين تكرار شده است. طبيعتا مشكل اصلی  بين ايران و كشورهاي 1+5 در واقع مشكل سياسي بين ايران و آمريكاست و يكي از راه‌حل‌هاي این مشکل  مذاكره مستقيم بين ايران و آمريكاست و به نظر مي‌رسد آمريکا يك بار ديگر اين مسير را در اجلاس منامه در بحرين از طريق وزير خارجه خود دنبال كرد که باز هم به هدف خود نرسید.

ترور دانشمندان هسته‌اي و انتشار اسناد محرمانه ويكي‌ليس چه تاثيري بر روي مذاكرات ايران و 1+5 داشت؟

بعيد است كه اين دو مسئله تاثيري بر روند مذاكرات اخير ايران داشته باشد، به جز ترور آقاي شهرياري كه تاثيري مستقيم بر مذاكرات داشت بطوری که  چارچوب مذاكرات را تعيين كرد همانگونه که اطلاع دارید  آقاي جليلي نيز مذاكرات را با ياد وي شروع كرد.

 اما گفت‌وگو ایران و گروه 1+5 بر سر اين است كه بالاخره بر روی  يك موضوع خاص به  توافقي برسند و تا مذاكرات جدي فاصله زيادي وجود دارد.

در حالی به طور خاص مشخص نیست  ترور دانشمند هسته‌اي كشورمان توسط چه گروه‌هايي و چه كشورهايي صورت گرفته است و متاسفانه ضعف دستگاه‌هاي امنيتي ايران باعث شده كه آنها در مركز كشور بتوانند چنين اقداماتي را انجام دهند،به خصوص پس از ترور استاد فيزيك علي محمدي در چند ماه گذشته صورت گرفت انتظار اين بود كه اظهاراتي كه مقامات اطلاعاتي مطرح مي‌كنند كه دستگاه‌هاي جاسوسي اسرائيل و برخي كشورهاي ديگر در ايران فعال هستند دستگاه امنيتي ايران بتواند جلوي اين اقدامات را بگيرد و امكان  عمليات تروريستي را از بين ببرد.

این در حالی است که   آمريكا اين اقدام‌هاي تروريستي را شدیدا محكوم كرد و به شکلی  پاي خود را از اين ماجرا كنار كشيد پس با این وضع ما نمیتوانیم با این ترورها تاثیری بسیاری بر روند ذاکرات داشته باشیم. چرا مه ایران در ابتدا باید  اسناد قابل اتكايي مبني بر اينكه اين ترورها در چارچوب سياست كشورهاي غربي و 1+5 و در قالب قطعنامه 1929 است،جمع آوری کند و پس از آن بتواند به عنوان برگ برنده  از اين ترورها در مذاكرات بهره ببرد.نكته دوم درباره اسناد ويكي‌ليكس است، در حالی که اين اسناد مشخص کرده است که کشورهای عربی چه موضع خصمانه ای علیه کشورمان دارند  و متأسفانه پس از انتشار اين اسناد كشورهاي عربي محتواي آن را تكذيب نكردند.  مواضع كشورهاي عربي ثروتمند به خصوص كشوري مثل عربستان عليه سياست‌هاي هسته‌اي ايران کاملا مشخص است  و آن مواضع  را پیش از این نیز  به شکل های  مختلف مطرح مي‌كردند ولیکن  صراحت اسناد ويكي‌ليكس را نداشتند.

انتشار اسناد ويكي‌ليس بيانگر آن است كه فضا كشورهاي اروپايي و عربي عليه برنامه هسته‌اي ايران تشديد شده است و اينها شايد قصد دارند از اين فرصت استفاده کرده  و به ايران نشان دهند كه جو جامعه بين‌المللي وضعيت مناسبي برای  تلاش‌هاي صلح‌آميز هسته‌اي ايران ندارد تا باز هم به هدف خود برسند.

آقاي متكي پيش از بركناري براي آسايش خيال كشورهاي عربي، اعلام كرده بودند ما(ايران) بر عليه كشورهاي همسايه حركتي نخواهيم كرد، با توجه به مواضع گاه‌ بي‌گاه خصمانه كشورهاي عربي اين گفته را در راستاي اعتمادسازی  مي‌بينيد ؟

ايران در طول تاريخ قبل و بعد از انقلاب اسلامي هيچ‌گاه عليه همسايگان و كشورهاي عربي اقدامي نکرده  است. بلكه اين همسايگان ايران بودند كه عليه ايران اقدامات مشابه ای را انجام می داند مانند جنگ جنگ 8 ساله تحمیلی که  رژيم بعثي صدام  با حمایت برخی کشورها عليه ايران به راه انداخت.بنابراين هميشه متجاوزين به ايران و برخي كشورهاي عربي و پيش از آن نيز عثماني‌ها بودند.

 تكرار اين مواضع از سوي مسئولان ايرانی لازم است  و در اجلاس‌هايي كه در كشورهاي عربي برگزار مي‌شود يك ا مر طبيعي است البته با توجه به سابقه این کشورها اين سخنان اثري در تغییر  نظر آنها مبنی بر اينكه ايران را از فهرست تهديدات خود خارج و به واقعيت منطقه و خطر اصلی  در منطقه  توجه كنند، نخواهد داشت.

 متأسفانه آمريكايي‌ها ظرف سال‌هاي گذشته توانسته‌اند تهديدات اسرائيل را از ذهن كشورهاي عربي حذف و به جاي آن ايران را به عنوان تهديد اين منطقه معرفي كنند. چرا كه اين كشورها روابط بسيار نزديكي با آمريكا دارند.

آمريكايي‌ها براي رسيدن به اين هدف ميلياردها دلار هزينه كرده‌اند و سلاح‌هايي را به اين كشورها به خصوص كشور عربستان ارسال كرده‌اند، معامله 60 ميليارد دلاري  اخیر آمریکا با عربستان را با همين بهانه به انعقاد رساندند.

در حال یکه  جو واقع بينيانه‌اي بر مذاكرات ژنو 3 حاكم بود ، آيا ممكن است ادعاهاي آنها عليه ايران تكرار شود و ديد مثبتي به فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران پيدا كنند؟

 اين مذاكرات به سادگي به نتيجه نخواهد رسيد، چرا كه فضاي مناسبي بر آن حاكم نيست. قبل از اينكه مذاكره‌اي انجام شود طرفين عليه يكديگر موضع گیری میکنند بنابراين نبايد انتظار ديگري از مذاكرات داشت.

اگر قرار باشد كشورهاي غربي عليه برنامه هسته‌اي ايران موضع‌گيري كنند، زماني اين اتفاق خواهد افتاد كه مسائل  بين ايران و آمريكا حل شود و اگر كه اين مسائل به گونه‌اي باشد كه كشورهاي عربي احساس كنند ديدگاه آمريكا نسبت به ايران تغيير كرده به همين دلیل كشورهاي عربي از آنجايي نگران برنامه هسته‌اي ايران هستند نگران بهبود روابط ايران و آمريكا نیز هستند چرا كه اگر اختلافات ميان كشورهاي ايران و آمريكا به سمت حل شدن برود ارزش اين كشورهاي عربي در نزد آمریکایی ها  به شدت افت خواهد كرد و نياز آمريكا به آنها بالطبع كمتر خواهد شد.

بايد توجه كرد كه در حال حاضر آمريكا براي فشار به ايران حاضر شده است به مسائل حقوقي را نیز زیر پا می گذارد. در همنین راستا اخيرا نيروي دريايي آمريكا به واحدهاي خود اعلام كرده است كه از نام خليج‌فارس استفاده نكنند و از اسمي كه كشورهاي عربي به كار مي‌برند استفاده شود  در حالي كه نام خليج‌فارس تاريخي است و كشورها نمي‌توانند به سادگي آن را عرض كنند، ولیکن  برنامه آمريكا براي توسعه فشار به ايران باعث شده است كه متأسفانه چنين اتفاقاتي به نفع كشورهاي عربي ضدايران رخ بدهد.که باید به اعتراض همه جانبه ایرانیان در برابر این اقدام اشاره کرد که باعث شد نیروی دریای آمریکا از مواضع خود کوتاه بیاید که این حرکت لایق ستایش است.

گفته های شما اشاره به رفتارهاي دوگانه آمريكا دارد اما اين رفتارهاي دوگانه در برابر خروج نام گروهک تروریستس از فهرست گروه های تروریستی ، برنامه هسته‌اي، تغییر نام  خليج‌فارسو ...را  چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟ اين تضاد ها نشانه چيست؟

در حال حاضر بين ايران و آمريكا تخاصم برقرار است و از آنجايي كه فضا براي تخاصم آماده است طرفين از تمام ابزارها و امكانات عليه طرف مقابل استفاده مي‌كنند. آمريكا در حال حاضر بناي اين را دارد كه از تمام ابزارها عليه ايران ا‌ستفاده كند، يكي از همين ابزارها انگشت گذاشتن بر روي حساسيت‌هاي ايران است به طور مثال ايران بر روي نام خليج‌فارس بسيار حساس است و آمريكا سعي مي‌كند اين حساسيت را تحريك كند.يكي از ابزارهاي دیگر  آمريكا در منطقه كشورهاي خليج‌فارس هستند، آمريكا سعي مي‌كند از آن رقابت تاريخي كه بين اعراب و ايران است استفاده كند و آنها عليه ايران تحريك كند تا به مقصود خود برسد.

آمريكا از ابزارهاي ديگري هم استفاده مي‌كند و آن هم گروهک منافقین است. آمريكا از زماني كه عراق را اشغال كرد اجازه نداد كه این گروهک  از بين برود اگرچه منافقين به عنوان پياده نظام صدام حسين بودند ولي آمريكایی ها  آنها را در پادگان اشرف حفظ كردند و تلاش كرد كه ظرفیت بی اثر  منافقین  را عليه ايران به كار ببرد که از این راه نیز به هدف خود نرسید.به همین دلیل كشورهاي اروپايي در آستانه مذاكرات ايران با 1+5 از آمريكا درخواست كردند كه نام اين گروهك از فهرست  گروه‌هاي تروريستي حذف كند تا بتواند به اعمال فشار علیه ایران ادامه دهد.در حالی که عملکرد آمريكا نشان دهنده این است  که این کشر  از تمام ابزارها عليه ايران استفاده می کند و خواهد کرد  و ايران هم طبيعتا اگر براي مقابله با اقدامات  آمريكا همين رويه را  در پيش خواهد گرفت.بنابراين تا زماني كه تخاصم و منازعه بين دو كشور وجود دارد اين نوع اقدامات طبيعي است، ايران بايد در سياست‌‌هاي اصولي خود براي حل مسائل خود و مربوط به منافع ملي يك بازنگري جدي کند  و شيوه جديدي را براي تأمين منافع ملي به كار ببرد.

+ نوشته شده در  ساعت 13:9  توسط مریم   | 

درپی یک تصمیم ضد ایرانی دیگر از سوی مدودف

اقدامات پینگ پنگی  مسکو علیه تهران

فرهنگ آشنی- مریم یوسفی: اولین نشانه‌ها از تغییر رفتار روس‌ها در مقابل تهران پس از تصویب قطعنامه 1929 شورای امنیت علیه ایران به تدریج در حال ظهور است. بجز رای مثبت به قطعنامه شورای امنیت، عدم عضویت ایران در سازمان همکاری های  شانگهای، عدم ارسال اس 300 به ایران و اظهارات ضد و نقیض مقامات روسی در این باره، اعلام اسامیدانشمندان  ایرانی به روسیه و سرمايه‌گذاري در هر نوع فعاليت تجاري مرتبط با استخراج اورانيوم که با دستور مستقیم مدودف رئیس جمهور روسیه صورت گرفته است از جمله اقداماتی پینگ پنگی است که مسکو در این مدت علیه تهران انجام داده است.

 بعد از صدور قطعنامه  ضد ایرانی، رئیس‌جمهور و وزیر خارجه روسیه عضویت ایران در سازمان همکاری‌های شانگهای را با توجه به قطعنامه چهارم شورای امنیت غیر قابل پذیرش اعلام کردند. دیمیتری مدودف، رئیس‌جمهور روسیه در مورد امکان عضویت ایران در سازمان همکاری‌های شانگهای با اشاره به ماده تصویب شده توسط اعضای سازمان درباره عضویت اعضای جدید گفت: کشورهایی که از نظر موقعیت حقوقی موانعی دارند نمی‌توانند برای عضویت در سازمان همکاری‌های شانگهای درخواست کنند.

وزیر خارجه روسیه نیز با اشاره به ماده جذب عضویت اعضای جدید به سازمان همکاری شانگهای که در اجلاس آن تصویب شده، گفت: تا زمانی که علیه ایران تحریم‌های بین‌المللی اجرا می‌شود این کشور نمی‌تواند به سازمان همکاری‌های شانگهای ملحق شود. سرگئی لاوروف گفت: این ماده به ایران اجازه نمی‌دهد که به عضویت سازمان همکاری‌های شانگهای درآید. در آنجا (ماده جذب عضویت) به صراحت آمده که یکی از معیارهای الزامی (برای الحاق) قرار نداشتن تحت تحریم‌های شورای امنیت سازمان‌ملل است. شایان ذکر است  كشورهای روسیه، قزاقستان، چین، قرقیزستان، ازبكستان و تاجیكستان از اعضای دائم سازمان همکاری‌های شانگهای به شمار می‌روند. مغولستان، هند، ایران و پاكستان به عنوان ناظر در این سازمان عضویت دارند.

به دنبال مشاهده تغییر در دیپلماسی روس‌ها در مقابل ایران دیپلمات کشورمان برای  جلوگیری از این روند اقداماتی را در راس کار قرار دادندو به بررسی روند روابط دوجانبه پرداختند. در کوتاه مدت این اقدام تاثیر گذار بود و در نهایت روس ها قول خود مبنی بر راه اندازی نیروگاه بوشهر را عملی کردند و روابط به نوعی به حالت نرمال بازگشت. به طوری که اکثز منتقدان روابط دو کشور برای مدتی رضایت کامل داشتند.

اما بازی دوگانه روس ها با بدعهدی دیگری در رابطه با اس – 300 به شکلی دیگر آغاز شد.روس‌ها در رابطه با تحویل موشک‌های اس- 300 به ایران اظهارات ضد و نقیضی مطرح می‌کنند. در حالی‌که پیشتر مقامات وزارت امور خارجه روسیه تاكید كرده‌ بودند  تصویب قطعنامه جدید تاثیری بر تحویل موشک‌های اس-300 به ایران ندارد،. ماجرای عدم تحویل اس -300 به ایران از آنجا آغاز شد که  ولادیمیر پوتین نخست‌وزیر روسیه از لغو این قرارداد با ایران خبر داد. پیش از این كنستانتین كاساچوف رئیس كمیته امور بین‌الملل دومای دولتی روسیه با تحویل موشک‌های اس-300 به ایران مخالفت كرده بود، هرچند وی پیش از این نظری خلاف این داشت.

اما 31 شهریور سال جاری  دميتري مدويديف، رئيس جمهور روسيه تحويل سيستمهاي ضدهوايي اس 300، جنگ افزار زرهي، هواپيماها، بالگردها و ناوهاي جنگي به ايران را ممنوع كرد. بخش مطبوعات كرملين اعلام نمود اين موارد در دستور رئيس جمهور در رابطه با اجراي قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل در مورد ايران صادر شده است. شبكه روسيه 24 توضيح ميدهد كه مدرك مذکور ترانزيت و خارج كردن اين نوع محمولهها از روسيه به مقصد ايران را منع ميكند. پيشتر ماكاروف، رئيس ستاد كل روسيه تأييد كرده بود كه دستور فرمانده كل قوا در مورد متوقف كردن تحويل اس 300 دريافت شده زيرا اين سيستم بلاترديد مشمول مجازات‌ها است.رئيس ستاد كل نيروهاي مسلح روسيه اعلام نمود كه طرف روس از صدور سامانه‌‌هاي موشكي ضد هوايي اس300 به ايران امتناع كرده است. 

دولت باراك اوباما، رئيس جمهور آمريكا از دستور دميتري مدويديف، رئيس جمهور روسيه در مورد خودداري از تحويل سيستمهاي ضدهوايي اس 300 به ايران استقبال كرد. مايك هامر، نماينده رسمي شوراي امنيت ملي آمريكا اعلام نمود كاخ سفيد معتقد است اين قدم «سطح تنگاتنگی همكاري روسيه و ايالات متحده در راه منافع مشترك امنيت جهاني را نشان ميدهد». وي علاوه بر اين خاطر نشان نمود مدودف شخصيت خود به عنوان يك رهبر را نشان داده  و مجازاتهاي سازمان ملل را بطور منصفانه عملي كرده است. ناظران خارجي قدم مدودف را تصميمي قطعي عليه لابيهاي علاقمند به مسلح كردن ارتش ايران با تسليحات روسي برآورد ميكنند.

اما اتفاق جالبي رخ داد، درست يك روز پس از آنكه برخي چهره‌هاي سياسي ايران نسبت به عدم‌فروشاس- 300 به ايران واكنش نشان دادند، وزير امور خارجه‌ روسيه نه‌تنها پا پس نكشيد بلكه از خودداري كشورش براي تامين موشك‌هاي دفاعي اس ـ300 به ايران دفاع كرد و مدعي شد چنين فروشي مي‌توانست قطعنامه‌هاي شوراي امنيت سازمان ملل را نقض كند.

سرگئي لاوروف، وزير امور خارجه‌ روسيه، با اشاره به فرماني كه ديميتري مدودف براي ممنوعيت تامين موشك و سلاح‌هاي ديگر به تهران امضا كرده است، گفت: تامين اين تسليحات تحت ممنوعيت‌هايي قرار مي‌گرفت كه شوراي امنيت سازمان ملل لحاظ كرده است و ما در اينجا ملزم به پيروي از آن هستيم. لاوروف درخصوص طلب غرامت ايران از روسيه خود را به نشنيدن زد و در پاسخ به سوالي مبني‌بر اينكه تهران گفته است به‌خاطر تكميل نشدن قرارداد تحويل موشك‌هاي اس ـ300 به ايران از مسكو شكايت خواهد كرد، گفت: من چيزي در اين ‌باره نشنيده‌ام.

وزير امور خارجه روسيه پيش از اين گفته بود كه مسكو با وجود خودداري از فروش اس ـ300 به تهران، همچنان با اعمال تحريم‌هاي يكجانبه عليه ايران مخالف است. اين در حالي است كه سرگئي لاوروف پيش از اين بارها از فروش اس ـ 300 به ايران حمايت كرده بود و در پاسخ به سخنان مداخله‌جويانه يك مقام عالي‌رتبه آمريكايي درباره تحويل «اس ـ300» به ايران انتقاد كرد و افزود مسكو به اين قبيل نصيحت‌ها نيازي ندارد.

اما یکه تازی روسها  علیه ایران  با این ماجرا تمام نشد و وارد فاز جدیدی شد و ضربه بعدی را نیز وارد کرد، رئيس جمهور روسيه ورد و عبور ايرانيانِ مرتبط با برنامه اتمي اين كشور از روسيه را منع كردمدودف  دستور داد ورود ايرانيان مرتبط با فعاليت‌هاي اتمي ايران به روسيه منع شود. آنها همچنين حق عبور از روسيه را نيز ندارند. اين امر در گزارش منتشر شده در سايت رسمي كرملين درج شده است. در فهرست افراد مذكور هم مقامات و هم دانشمندان ايراني قرار دارند.در لیست دانشمندان و مقامات هسته‌ای ایران نام عباس رضایی آشتیانی ، از مقامات ارشد اداره اکتشافات و استخراج معادن سازمان انرژی اتمی ایران، دکتر محمد اسلامی ، رئیس موسسه آموزش و تحقیقات صنایع دفاعی، سردار محمدرضا نقدی ، معاون سابق رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران در پشتیبانی و تحقیقات صنعتی، به چشم می‌خورد.لیست افرادی که رئیس‌جمهور روسیه ورود آنها به این کشور را ممنوع اعلام کرده است، با لیست شهروندان ایرانی در سومین قطعنامه تحریمی شورای امنیت سازمان ملل متحد در 3 مارس سال 2008 مطابقت دارد. در رابطه با این افراد تدابیری که علیه برخی شهروندان ایران در قطعنامه 1737 اتخاذ شد، اعمال می‌شود: دارایی‌های مالی و منابع اقتصادی آنها در کشورهایی که از قطعنامه حمایت می‌کنند، مسدود خواهد شد.

هنوز مهر حکم قبلی مدودف خشک نشده بود که وی در همسويي با آمريكا و در ادامه تصميمات ضدايراني خود ايران را از سرمايه‌گذاري در هر نوع فعاليت تجاري مرتبط با استخراج اورانيوم، توليد يا استفاده از مواد و فن‌آوري‌هاي هسته ای در خاک روسيه منع كرد.

خبرگزاري نووستي گزارش داد كه اين تصميم دميتري مدودف، رئیس جمهور روسيه در پايگاه اينترنتي کرملين منتشر و در آن تصريح شده است که اين مساله به سرمايه‌گذاري در زمينه غني‌سازي اورانيوم، فرآوري مجدد سوخت هسته ای مصرف شده و تمام کارهاي مربوط به آب سنگين يا فن‌آوري مرتبط با موشک‌هاي بالستيک با قابليت حمل کلاهک هسته ای مربوط است.

دولتمردان اراین که به سیاست یک بام دو هوای روس ها عادن کرده اند در پی این اقدام ها تصمیم بخ برسی اقدامات خصمانه  این کشور علیه ایران در کیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی بپردازند.  نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در این باره تصریح کرده است که این‌گونه اقدامات به نفع آمریکا و به ضرر روسیه است. حسین ابراهیمی، در واکنش به تحریم‌های روس‌ها علیه ایران و اعلام فهرست ممنوعیت های جدید از سوی مسکو علیه ایران  گفت: من تصور می کنم روح سلطه در آمریکا و سایر کشورها وجود دارد و آنها از هر فرصتی علیه جمهوری اسلامی سوء استفاده می کنند.

نماینده بیرجند و درمیان با اعلام اینکه ما یک همکاری خوب و تعاملی با روس ها داشته و داریم، خاطرنشان کرد: به دلیل اینکه مردم روسیه آزادی‌خواه هستند، انتظار افزایش همکاری‌ها با مسکو داریم و مقامات این کشور نباید تحت تاثیر غربی ها قرار گیرند، چرا که در نهایت ضرر خواهند کرد.

وی با بیان اینکه در روسیه دو جریان امنیتی و سیاسی حاکم است، اظهار کرد: جریان سیاسی مربوط به دیمیتری مدودوف رئیس جمهور روسیه و افرادی که از ایشان تبعیت می کنند، می شود  و جریان امنیتی مربوط به ولادیمتر پوتین نخست وزیر این کشور است.ابراهیمی با سیاسی توصیف کردن برخوردهای اخیر مقامات کرملین علیه ایران، خاطرنشان کرد: این گونه برخوردها با ایران اسلامی به نفع آمریکا بوده و به ضرر روسیه است.

نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی با اظهار اینکه جمهوری اسلامی امکاناتی دارد که نه وابسته به روسیه و نه وابسته به کشورهای دیگراست، افزود: تهران یک قراردادی با روس‌ها درباره ارائه موشک های اس 300 دارد که آنها باید به تعهدات خود عمل کنند و نمی توانند در این زمینه محدودیت ایجاد کنند.

وی با اشاره به زمان انعقاد قرارداد ارائه سامانه موشکی اس 300 به ایران، خاطرنشان کرد: این قرارداد قبل از صدور قطعنامه علیه جمهوری اسلامی در شورای امنیت سازمان ملل منعقد شده و ربطی به این قطعنامه های غیرقانونی ندارد و مقامات کرملین باید به تعهدات خود عمل کرده و اس 300 را به ایران تحویل دهند.

نماینده بیرجند در عین حال با اظهار اینکه فکر می کنم که همه مقامات روسی با نظر مدودوف درقبال اعمال تحریم ها علیه ایران همسو نباشند، خاطرنشان ساخت:  بیشترین ضرر را از این اعمال محدودیت ها، خود روس ها می کنند.

ابراهیمی با اشاره به سابقه بدقولی روس ها در عمل به تعهدات خود در قبال جمهوری اسلامی ایران، اظهار کرد: تجربه نشان داده مقامات مسکو به برخی تعهدات خود در قبال جمهوری اسلامی  دیرعمل کرده و حتی به برخی عمل نکرده اند.

نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، تصریح کرد: این اقدامات روس‌ها و دیگر کشورهای غربی یک تجربه ای است برای ما که در این دنیا به کشوری نمی‌شود، اعتماد کرد و ما باید خودمان را تقویت کنیم.

+ نوشته شده در  ساعت 14:44  توسط مریم   | 

احتمال هرگونه حمله به ایران بسیار ضعیف است

هفته نامه مثلث/ مریم یوسفی

بار دیگر فرهنگ و غیرت قدرتمند ایرانی نشان داد که علیرغم اعمال انواع تحریم های غیر حقوقی و ظالمانه برعلیه ملت و دولت ایران  هنوز می توان مزه پیشرفت و استقلال را چشیده و در راستای اهداف بلند ملت ایران به پیش رفت.  پیشرفتهای روز افزون ملت ایران در فاز نظامی و دفاعی  امروز خواب را بر بدخواهان این مرز و بوم حرام کرده و فکر حمله به خاک کشور عزیزمان را به آرزویی دست نیافتنی مبدل کرده است. کشورهای غربی هم بار دیگر به خود آمدند و متوجه شدند که هرگونه حمله احتمالی به ایران پیامدهای غیر قابل پیش بینی در پی خواهد داشت. در همین زمینه با آقای دکتر تفرشی، کارشناس ارشد حقوق بین الملل مصاحبه ای انجام دادیم. این کارشناس مسائل بین الملل ضمن اشاره به تبعات هرگونه حمله احتمالی به ایران خاطر نشان کرد که حمله به نیروگاه بوشهر و یا هر نیروگاه دیگری منتفی شده است. در حال حاضر تبعات زیست محیطی ناشی از حمله و نشر تشعشعات رادیواکتیو نیروگاه بوشهر زندگی  را بر همه کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس تباه کرده و محیط زیست منطقه را با تهدید جدی روبرو خواهد ساخت. وی معتقد است که کشورهای غربی سوخت هسته ای را در انحصار خود در آورده اند تا همواره از آن به عنوان یک گروگان (در به تعطیلی کشاندن کار نیروگاه ها) استفاده کنند و جمهوری اسلامی ایران به درستی متوجه این مساله شده است همانطور که کشورهای غربی سوخت هسته ای نیروگاه امیر آباد را تامین نمی کنند در آینده هم هیچ تضمینی وجود ندارد که بخواهند سوخت هسته ای نیروگاه بوشهر و یا امثال آنرا بدهند و رآکتورهای حدودا 5 تا 7 میلیارد دلاری ما می تواند همواره در گرو این باشد که کشورهای غربی دلشان بخواهد به ما سوخت بدهند یا دلشان نخواهد. متن کامل این مصاخبه را می خوانید.

بسیاری در غرب گمان می کردند که اعمال دور جدیدی از تحریم ها یک پیش فرض برای حمله به ایران است اما شاهد بودیم که چنین نشد و حتی خود کشورهای غربی (به عنوان مثال آلمان ها) این تحریم ها را دور می زنند. این مساله را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا به نظر شما هدف غربی ها از اعمال تحریم های بیشتر این است که بتوانند به جایی برسند که به ایران حمله کنند و یا اینکه فکر می کنند که همین تحریم ها می تواند کار ساز باشد.

در خصوص تحریم ها که اخرین آنها قطعنامه 1929 است اینکه تحریم ها باید مبنا داشته باشد و مبنای ان هم باید مبانی حقوقی باشد. بنابراین باید یک سری اسناد و واقعیت هایی ارائه شود و بر اساس آن موضوع به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارسال شود. ما می دانیم و جمهوری اسلامی ایران هم به درستی از خود اینگونه دفاع کرده است که مبانی تشکیل پرونده هسته ای ایران در آژانس و ارسال آن از آژانس به شورای امنیت سازمان ملل متحد، مبانی صرفاً سیاسی است. با مبانی سیاسی هم حل و فصل کردن موضوعات حقوقی و فنی کار بسیار مشکل، دشوار و بسیار پر هزینه ای است. جامعه بین المللی هم در حال حاضر این مساله را تجربه می کند. ما هم باعث و بانی این مساله نبودیم، بلکه باعث و بانی این قضیه تئوریسین های خطرناکی مانند جان بولتن بودند که اول مبانی مانند نیروگاه بوشهر را به عنوان واسطه قرار دادند. نیروگاه بوشهری که امروز افتتاح شد و هیچ گونه مساله ای نداشت و هیچ گونه سو استفاده جمهوری اسلامی از انرژی هسته ای قلمداد نشد. همین قطعنامه 1929 را ملاحظه کنید. قطعنامه ای که  به نظر ما و به نظر بسیاری از کشورهایی که طرفدار برنامه صلح آمیز هسته ای ایران هستند قطعنامه مطرودی است. امروز این قطعنامه هم توسط اتحادیه اروپا که خود را مظهر دموکراسی می داند و امریکا که خود را به عنوان یک پیشتاز در عرصه حقوق بین الملل معرفی می کند مورد سو استفاده قرار می گیرد. در حقیقت تصویب سازوکارهای شدید تر اروپا و آمریکا (فراتر از قطعنامه) نماد نقض این قطعنامه از سوی متولیان آن است.

در مورد استفاده از زور و مواردی که کشورهای غربی به آن اشاره می کنند این امر ناقض بسیاری از کنوانسیون های بین المللی حقوق بشری و حقوق بشر دوستانه ای است و تحریم های یک جانبه ای که اتحادیه اروپا اعمال می کند ناقض اصول مسلم حقوق بین الملل به خصوص موارد آمره ای چون مفاد مستتر در اعلامیه جهانی حقوق بشر و سایر موارد شناسایی شده در قالب عرف می باشد. این افعال با شعارهای دموکراسی و مردم سالاری اروپا کاملا در تناقض است و نشان می دهد که منافع آنها که همانا حفظ هژمونی در چرخه سوخت هسته ای و همواره کنترل کردن ژنراتورها و توربین های بزرگ هسته ای است در تناقض آشکار با این موارد است. آنها سوخت هسته ای را در انحصار خود در آورده اند تا همواره از آن به عنوان یک گروگان استفاده کنند و جمهوری اسلامی ایران به درستی متوجه این مساله شده است همانطور که کشورهای غربی سوخت هسته ای نیروگاه امیر آباد را تامین نمی کنند در آینده هم هیچ تضمینی وجود ندارد که بخواهند سوخت هسته ای نیروگاه بوشهر و یا امثال ان را بدهند و رآکتورهای حداقل 5 میلیاردی ما می تواند همواره در گرو این باشد که کشورهای غربی دلشان بخواهد به ما سوخت بدهند یا دلشان نخواهد. این امر مسائل امنیتی بسیاری را در حوزه انرژی به هر کشوری تحمیل خواهد کرد. ما به درستی تصمیم گرفته ایم و توان آن را هم داریم تا اورانیوم مورد نیاز خودمان را خودمان تامین کنیم.

در حال حاضر در گزارش های آژانس صلح آمیز بودن برنامه هسته ای ایران تایید شده است اما بازهم، شاهد هستیم که افرادی مانند جان بولتن بر مواضع خصم آمیز خود اصرار می کنند به عنوان مثال وی در مصاحبه اخیر خود اسرائیل را تشویق کرده تا به ایران حمله کند.اظهارات بولتن در مورد حمله نظامی به ایران و رهنمودی که به رژیم صهیونیستی داده بود مصداق جرم در حقوق بین الملل است یا خیر؟

البته می دانید که اظهارات آقای بولتن را خود امریکایی ها هم قبول ندارند. وگرنه وی را به نوعی در قالب سیستم اداری و امنیتی خود حفظ می کردند مانند برژینسکی و امثالهم و از نظراتش استفاده می کردند. وی رژیم صهیونیستی را تشویق و ترغیب می کرد تا قبل از آغاز به کار نیروگاه بوشهر به این نیروگاه حمله کنند. حمله به  نیروگاهی که زیر نظر آژانس است حمله به خود نظام اداری آژانس و تمام ساختار های آن است. حمله به انسانیت و دموکراسی است. این گونه تفکرات دیگر مرده است. آقای بولتن صاحب تفکرات مریضی است که هزینه های گزافی را بر ملت و دولت آمریکا و بلکه جامعه بشری تحمیل کرده است. در جامعه جهانی شاهد این هستیم که ممنوعیت به کار گیری زور دیگر یک اصل شده است. اما  بولتن 10  سال پیش اعلام کرد که ممنوعیت به کار گیری زور دیگر مرده است و حتی به خاک سپرده شده است. یعنی وی می گوید که استفاده از زور یک اهرم مشروع است و حق کشورهاست. تفکری که میوه آن تنها نضج وحشیگری است. خوشبختانه امروز این نوع تفکرات در جامعه بین المللی خریداری ندارد. جامعه بین المللی می داند که هزینه حمله به کشورها مانند گذشته قابل پیش بینی و ارزیابی نیست و تبعات گسترده ای دارد.  در هر صورت خوشحالم از اینکه این قبیل تفکرات در عرصه بین المللی و حتی ذیل دستگاه حاکمه آمریکا خریدار چندانی ندارد.

در هفته های گذشته شاهد بودیم که نیروگاه بوشهر رسما راه اندازی شد. ایران به باشگاه دارندگان انرژی هسته ای پیوست. امروز دیگر نباید بحث حمله به نیروگاه بوشهر مطرح شود چراکه این نیروگاه تحت نظارت آژانس است و حمله به آن جرم بین المللی محسوب می شود اما اگر رژیم صهیونیستی بخواهد به تنهایی و بدون کمک امریکا چنین اقدام خصمانه ای انجام دهد چه پاسخی دریافت خواهد کرد؟

حمله به نیروگاه بوشهر و یا هر نیروگاه دیگری منتفی شده است. در حال حاضر تبعات زیست محیطی ناشی از تشعشعات رادیواکتیو نیروگاه بوشهر می تواند زندگی تمام کشورهای حوزه خلیج فارس را با تهدید جدی و آنی روبرو کند.

امروز آقای بولتن و طرفداران  اسرائیلی وی با این سوال روبرو هستند که با حمله به نیروگاه بوشهر چه چیزی به دست خواهید آورد؟ نیروگاه بوشهر برق تولید می کند. اگر بحث هسته ای شدن ایران است که این مساله به نیروگاه بوشهر ارتباطی ندارد. باید نقاطی را مورد حمله قرار دهند که مورد نظارت آژانس نیست که ایران هم چنین نقاطی ندارد. تمام تاسیسات هسته ای ما از نطنز و نقاط دیگر همه تحت نظارت آژانس است. درست است که شورای امنیت سازمان ملل متحد از ما خواسته است که فعالیت های خود را متوقف کنیم اما ما بر اساس این فهم درست که حق استفاده صلح آمیز از سوخت هسته ای را داریم به فعالیت خود ادامه می دهیم و از آژانس و شورای امنیت هم خواسته ایم که بیش از این از ابزار قدرت سو استفاده نکنند ما با بازرسی ها مشکلی نداشته ایم. اما این مسائل هیچ کدام ربطی به حمله به نیروگاهی که در دنیا نمونه های بسیاری از ان وجود دارد ندارد. اسرائیل نه توان این کار را دارد و نه می تواند تبعات این کار را بپذیرد. چراکه تبعات این کار مساوی است با تخریب مسائل زیست محیطی صدها هزار کیلومتر مربع از آبها و نابود شدن محیط زیست که صدها سال طول می کشد که به حالت اولیه باز گردد چرا که اورانیوم  و مواد رادیو اکتیو منتشر شده مانند نفت نیست که بتوان آن را جمع آوری کرد.

مجله آنتلانیک پرونده ای را منتشر کرده است که نوع چگونگی حمله به نیروگاه بوشهر را حتی با عکس نشان می دهد. با صحبت هایی هم که شما کردید این مساله کاملا باید منتفی باشد. پس طرفداران حمله به نیروگاه بوشهر با چه توجیهی برنامه ریزی می کنند؟

هر کسی دنبال کارهای ژورنالیستی و فروش نشریات خودش است. هر کسی حرف خودش را می زند. اما ما در دنیای واقعیت ها زندگی می کنیم. جمهوری اسلامی ایران به اندازه ای قدرتمند است که حمله کننده را از کار خود پشیمان کند. هرگونه حمله به ایران تبعات غیر قابل پیش بینی را به همراه داشته و خاتمه آن  نیز لزوماً در اختیار آغاز گر آن نخواهد بود. امروز هیچ قطعنامه ای مجوزی را در این رابطه صادر نکرده و اقدامات پیش دستانه نیز تا حدودی در قالب ماده 51 منشور و دفاع مشروع پیش بینی شده است که این فرض نیز با توجه به عدم تعرض جمهوری اسلامی ایران به احدی از کشورها از  200 سال گذشته تا کنون محلی از اعراب ندارد. بنابراین در صورت هر حمله احتمالی حق پاسخ کوبنده برای ایران همواره محفوظ خواهد بود؟

به نظر نمی رسد اسرائیل  که کل مناطق اشغالی اش تحت تیررس انواع جنگ افزارهای ایران است هرگز دست به چنین خبطی بزند.

بعد از راه اندازی نیروگاه بوشهر بسیاری از کشورهای غربی اعلام کردند که ایران دیگر نیازی به غنی سازی 20 درصد اورانیوم ندارد در صورتی که وزیر امور خارجه کشورمان تاکید کردند که نیروگاه بوشهر ربطی به غنی سازی ندارد؟

سوخت مورد نیاز نیروگاه بوشهر سوخت 20 درصدی نیست. ایران سوخت 20 درصدی را برای نیروگاه بوشهر تولید نکرده است. این سوخت برای مصرف در رآکتور تهران است. اعلام هم کرده ایم که هر وقت شما سوخت لازم را در اختیار ما قرار دادید ما تولید آن را متوقف می کنیم. این یک معادله بسیار ساده است. ما با منطق می گوییم که این سوخت برای مصرف نیروگاه تهران است. اگر سوخت این نیروگاه را بدهند ما هم تولید آن را متوقف می کنیم. امروز 800 هزار نفر نیازمند رادیو داروهای تولیدی این نیروگاه بوده و در این برهه صبر کردن و چشم به دست دشمنان دوختن وظیفه دولت ما نیست.

نقش مقاومت و لبنان و سوریه را در صورت هرگونه حمله احتمالی به ایران را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا ممکن است که آسیبی هم آنها را تهدید کند؟

مسائل آنها با ما فرق می کند ما یک کشور مسلمان هستیم. نگاه ما هم به فلسطین یک نگاه اسلامی - انسانی است. برای ما فرقی بین فلسطین و سایر مظلومان عالم نیست. بحث سرنوشت یک کشور و یک ملت است. دنیا تشنه دانستن چگونگی محو شدن حاکمیت و ملت فلسطین است. امروز مرزهای جغرافیایی آن ارزش های سال های قبل را از دست داده است. شما نگاه کنید که در اتحادیه اروپا مرزها از بین می رود. اینکه شما یک ملت را آواره کنید و اسم سرزمین اش را اسرائیل بگذارید، اینها مورد قبول جامعه بین الملل نیست. هنوز جامعه بین الملل نتوانسته است به این نتیجه برسد که فلسطین چگونه محو شد. دنیا نمی پذیرد که شما یک ملت را از صحنه روزگار به صورت فیزیکی و جغرافیایی حذف کنید تا هیچ هویت ملی نداشته باشند. سالهاست که کوچ اجباری یک جنایت بزرگ (آمره) بین المللی است چیزی که همه ملت فلسطین آنرا تجربه کرده اند.

مذاکره خوب است ولی با نمایندگان واقعی ملت فلسطین در غیر اینصورت هر توافقی در مرحله اجرا با مشکلات عدیده ای مواجه خواهد شد. باید به حقوق مردم احترام گذاشت و بر اساس خواست مردم مسائل را حل و اجرا کرد. موضوع فلسطین یک مساله انسانی است  نه  صرفاً یک مسئله عربی  یا حتی اسلامی.  امروز همه دنیا و وجدان جامعه بین الملل خونخواه این ملت مظلوم است 

+ نوشته شده در  ساعت 13:6  توسط مریم   |